خانهتکانی را شروع کردهاید؟ برای خانهتکانی معمولا از کجا شروع میکنید؟ بعضیها از تمیز کردن در و دیوار شروع میکنند بعضی دیگر از شستوشوی پردهها یا فرش اما امسال بیایید از جای دیگری شروع کنیم؛
از جایی که معمولا از آن غافل میمانیم و هر سال تمیز کردنش را به سال بعد و فرصتهای دیگر حواله میدهیم؛ از دلمان! جایی مهمتر از آن سراغ دارید؟ اگر سراسر زندگیمان از تمیزی برق بزند اما دلمان از درون تیره و تار باشد؛ زیبایی و تمیزی بیرون به چه کارمان میآید؟
گردگیری کنید
لکههایی هستند که مثل دودههای زغال اگر بخواهیم سفت و محکم پاکشان کنیم، پاک که نمیشوند هیچ، جای سیاهیشان را با هیچچیز دیگر هم نمیشود تمیز کرد. وقتی گرد سیاهی بر دلتان نشست، مثل وقتی که غیبت یا بدگویی دوستی را پیش شما میکنند مهلت جاخوش کردن به آن ندهید. گاهی سکوتی عمیق و معنادار مانند فوتکردن یک دوده، آنرا از سیاه کردن جامه دلتان ناتوان میکند و از هزار جواب دندانشکن هم به صاحبش سختتر است. کم نیستند کسانی که به قصد آزار یا از سر بیفکری کارهایی میکنند و یا حرفهایی میزنند که دلتان را آزرده میکنند. اگر از کسی حرف بیربطی شنیدید یا رفتار نامناسبی دیدید همیشه سعی نکنید با برخورد تند و شدید پاسخ بدهید. گاهی کافی است با متانت و بیاعتنایی فقط آن سیاهی را فوت کنید تا بهدنبال کار خودش برود. رویه آدمهای بزرگ این بوده و هست که از کنار خیلی حرفها و آدمها نشنیده و نادیده میگذرند؛ «واذا مروا باللغوا مروا کراما؛ هنگامی که به سخن بیهوده برمیخورند کریمانه از آن میگذرند». روزی یکی از بیماردلان در خواب، حضرت علی مرتضی(ع) را دید که هر چه تلاش میکرد طعنهای به او بزند، امام پاسخش را با سلام میداد. وقتی تعبیر خوابش را جویا شد رفیقش با خنده او را به یاد این آیه قرآن انداخت: «و هنگامی که جاهلان آنان را مورد خطاب قرار میدهند پاسخشان را با سلام میدهند».
خوب شستوشو دهید
بعضی لکهها هستند که حتی با چندبار شستن هم از بین نمیروند. شاید یک دلیلش این باشد که آنها را خوب نمیشوییم. برای خیلی از ما ناراحتیهایی از اطرافیانمان پیش میآید که به این راحتیها نمیتوانیم فراموششان کنیم. درست مثل همین لکهها، کینههایی هستند که بهوجودشان در دلمان عادت کردهایم یا همتی برای از بین بردنشان نداشتهایم و یا فکر میکنیم با هیچچیز پاک نمیشوند. در این مواقع باید یادمان باشد اصرار برای فراموش نکردن این کینهها، یعنی اصرار برای تمیز نکردن کثیفی این لکهها از جامه دلمان. کسی که در نهایت ضرر میکند ماییم. اینکه با خودمان لج کنیم و بار کینهای را سالها بر دوشمان بکشیم به چهکسی جز خودمان آسیب میزند؟ جز این است که بر نشستن لباسی اصرار داشته باشیم که هر روز بر تن خودمان میکنیم؟ کافی است این بار دلتان را درست و حسابی بشویید. آن هم با شویندهای مناسب. شما باید بتوانید ببخشید و بدیها را فراموش کنید؛ نه همیشه بهخاطر دیگران، بهخاطر خودتان کسانی که در حقتان بدی کردهاند را ببخشید. دلهای پاک از کینه؛ دلهایی که اجازه ماندگاری لکههای سیاه خشم و نفرت را بر در و دیوار خود نمیدهند جایگاه آرامشاند. دلی پاک و با آرامش را ترجیح میدهید یا دلی پر از لکههای بزرگ و کوچک که در آتش ناراحتیها میسوزد؟ دلی را ترجیح میدهید که هر رهگذر باملاحظه و بیملاحظهای بهراحتی بتواند نقشی زشت و زیبا را بر آن رقم بزند یا دلی که تنها بوم نقشهای زیبایی باشد که مجوز از صاحبخانه دارند. اگر هرکسی بتواند شما را بیازارد و نقش ماندگار غم را بر دل شما ثبت کند شما صاحب بزرگترین نقش نگار خیابانی دنیا هستید که از رنگ سیاه در طرحهای آن بیش از همه استفاده شده است.
به طناب الهی وصل شوید
گاهی وقتها اگر از طناب یا گیرههای خوبی برای پهن کردن لباسها استفاده نکنید لباسها بهدست باد سپرده میشوند. اگر دلتان را هم به ریسمان خوبی وصل نکنید به بادش دادهاید. کسانی که برای حل مشکلات بزرگ، دل به ریسمان پوسیده این و آن میبندند دلشان را به هوای دل این و آن به باد میدهند. دلتان را به ریسمان خوبی وصل کنید. وقتی توکلتان اصیل و محکم باشد ایمان سراسر وجودتان را پر میکند و دلتان در تندباد مشکلات رها نمیشود. کاسه آبی که در دریا ریخته میشود دیگر خودش هم جزئی از دریاست. ریسمان مطمئن آسمان و عروهالوثقای ما، محمد و آلمحمد(ص) هستند که چنگ زدن به دامان آنها راه نجات در کوران شبهات و مشکلات زندگی است. از این ریسمان و کسانی که شما را به آن مثل گیرههای محکم وصل میکنند غافل نشوید. استادان، دوستان و همنشینان خوب و با اعتقاد شما گیرههای محکم اتصال به این ریسمان هستند. دل از ریسمانهای پوسیده جدا کنید و با کمک این گیرهها دل را به ریسمان آسمان گره بزنید.
به دلتان نرمکننده بزنید
کسی با سختی و چغری هیچ لباسی راحت نیست، حتی لباسهای تمیز. دلی که حس سختی داشته باشد بیش از همه، صاحبش را آزار میدهد. سختی دل را با نرمکنندههای مهر و محبت و همدلی از بین ببرید. رقت دل، نعمت بیهمتایی است. دلی که با اشک یتیم نلرزد دل نیست. نرمی و رقت دل است که راه دلها را به هم باز میکند، جریان سیال همدلی را بین ما به راه میاندازد، از ما وجودی متحد، یکپارچه و همدرد و همزبان میسازد و سرانجام جامعهای قوی و سربلند را شکل میدهد. وقتی به دلتان نرمکننده بزنید دیگر ماهی شب عید را راحت و تنها نمیخورید. حواستان جمع میشود که بوی این ماهی تا کجا میرود و به مشام فرزندان چند خانواده آبرومند و درگیر در مشکلات میرسد. دیگر حواستان به خجالت مرد همسایه پیش خانوادهاش برای خرید شب عید جمع میشود. وقتی دلتان نرم شده باشد، حال و هوای دلتان مانند بهار دائما بارانی است. بیشتر منقلب میشوید. گوش بهزنگ شنیدن گریههای بیصدا میشوید و حال و هوای عیدتان واقعا بهاری میشود.
نگران دلشکستگیهایتان نباشید
هر چیز که میشکند از قیمتش کاسته میشود مگر دل که تازه با شکستن قیمتی میشود. وقتی موسی(ع) از خداوند آدرس خانهاش را پرسید فرمود من نزد دلهای شکسته هستم. از کسانی که دلتان را شکستهاند آزرده نباشید، آنها دلتان را قیمتی کردهاند. دل شکسته نمیتواند سنگ باشد. دل شکسته حال دلشکستگان را خوب میفهمد. بابت این فهم زیبا شکر کنید. خداوند هم شب عیدی مهمان دلهای شکسته است.آنها ناخواسته خانه دلتان را برای چنین مهمان عزیزی مهیا کردهاند. ممنون باشید از کسانی که شما را با این مهمان آشتی دادهاند.
دلتان را زیر آفتاب پهن کنید
لباسهایی که در سایه خشک میشوند بوی رطوبت و نا، بهخود میگیرند. خانمهای کدبانو میدانند که خیلی از لکههای کهنه را با نور آفتاب میتوان پاک کرد. خداوند نور آسمانها و زمین است(سوره نور). لکهها عیبی بر دل ما هست که فقط در تماس مستقیم با آفتاب آسمانها و زمین پاک میشوند و دردهایی داریم که علاجشان دست هیچ مخلوقی نیست. آرزوهایی داریم که شرط رسیدن به آنها فقط در گرو امضای آن مهربان بیهمتاست و گرههایی که گشودنشان فقط با دست قدرت آن بالادست تمام دستها ممکن است. چرا با نور قهر کنیم و دل را به بودن در سایه ظلمات و گمراهیها عادت دهیم؟ چرا آنطور که از ما خواسته با او حرف نزنیم و به حضورش نرسیم؟ چرا مستقیم با او حرف نزنیم؟ چرا نماز نخوانیم؟ چرا صدای زیبای او را در نغمههای آیه آیه قرآن برای یافتنش دنبال نکنیم؟ از دیگران چه مهری دیدهایم که اینطور از او دور ماندهایم؟ از سایه چه خیری دیدهایم که از نور ندیدهایم؟ آفتاب او همیشه در تابش حاضر است. کافی است ما از غیبت سایه خارج شویم. دلتان را با نور مستقیم خورشید آشنا کنید. با خدا مستقیم حرف بزنید. همت کنید و از نماز برای وسعت گرفتن و پهن شدن کنارههای دلتان زیر نور آفتاب آسمانها و زمین لذت ببرید. یاد او مایه آرامش دلهاست؛ الا بذکرالله تطمئن القلوب و خود او فرموده نماز را برای یاد من بخوان. اقم الصلوه لذکری.
برگرفته از همشهری آنلاین
مجمع خیرین شهرستان آمل سایت اطلاع رسانی مجمع خیرین شهرستان آمل